گر خواهی جهان به کام تو باشد

هواخواه کسی باش که خواهان تو باشد

هر گاه خواستیم در زندگی از راههای پیموده شده ی خودمان اظهار پشیمانی نکنیم ویا مجبور نشویم یک راه را دوباره بپیماییم

ویا حتما به چیزی که می خواهیم برسیم سعی کنیم شعر مذکور را در یاد داشته باشیم چرا که قطعاراه را درست انتخاب خواهیم

کرد.

بدنبال چیزیو کسی برویم که لیاقت ان را داشته باشیم ودر جستجوی چیزوکسی باشیم که لیاقت ما را داشته باشد.

افراط وتفریط در هر کاری باعث شکست و سر خوردگی خواهد شد.

پس زیاده خواه نباشیم و به کم نیز قانع نشویم بلکه میانه رو باشیم زیاد هم محتاط و صبور نباشم بعضی مواقع هم دل به دریا بزنیم چرا که شاید فردایی در کار نباشداما با این وجود باز هم به دنبال چیزی برویم که توانایی ولیاقت به دست اوردنش را داشته باشیم چرا که اگر لایق نباشیم ان را زود از دست خواهیم داد.

تمام.

 همان گونه که مستحضرید در لایحه ی حمایت از حقوق خانواده در ماده ی ۲۳ در باب ازدواج “اختیار همسر دائم بعدی منوط به اجازه ی دادگاه پس از احراز توانایی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران میباشد”راستی چه کسی این ماده را تفسیر میکند و حاضر به قبول مسئولیت بار معنایی الفاظ این ماده میباشد؟ 

اولین سوال:ایا تنها تمکن مالی برای اختیار کردن همسر بعدی کافیست؟

دومین سوال : منظوراز همسر بعدی چندمین همسر میباشد ؟

سومین سوال :منظور از عدالت چیست؟

چهارمین سوال :ضمانت عدم اجرای عدالت چیست؟ 

پنجمین سوال : چه کسی احراز اجرای عدالت را میکند؟

قانونگذاران گرامی هر گاه قادر به پاسخ گویی به سوالات مذکور شدیدونظر عموم را در باب پاسخ های خود شنیدید(که قطعا خانم ها نیز بخش عمده ای از این عموم هستند) ان زمان اقدام به طرح وتصویب قانون کنید.

راستی هیچ گاه حاضر می شوید چنین بحثی را در مورد خانم ها مطرح کنید؟ونیز چرا چنین قانونی فقط در کشور ما وچند کشور عربی مطرح باشد به گمان تمام دنبا در اشتباهند.                                                                                                                                                               گفت‌وگو با آيت‌الله موسوي بجنوردي ؛ عدالت اجتماعي و تعدد زوجات - پروين بختيارنژاداز دير زمان فقهاي اسلام با احراز شرايط لازم به جواز چند همسري فتوا داده، وليكن نظر برخي از فقهاي شيعه و سنتي در دوره معاصر مغاير با آن است. از فقهاي اهل سنت <شيخ محمد عبده> چنين فتوايي داشت، از فقهاي فعلي شيعه آيت ا… سيد محمد موسوي بجنوردي نيز آن را خلاف عدالت اجتماعي در شرايط فعلي مي‌داند. در خصوص اين نظر گفت‌وگويي با آيت ا… سيدمحمدموسوي بجنوردي انجام شده كه آن را مي‌خوانيد.
جناب موسوي بجنوردي شما در روزهاي اخير مطرح كرده‌ايد كه چند همسري با عدالت اجتماعي در تناقض است. لطفا در اين خصوص توضيح بيشتري را مطرح نماييد؟

همه احكام و قوانين اسلام براساس عدالت اجتماعي و اخلاق استوار است و به تعبير ديگر عدالت در سلسله علل احكام قرار دارد. يعني هر حكمي كه در اسلام وجود دارد در راستاي عدالت است و اگر حكمي برخلاف عدالت اجتماعي باشد، ما به جرات مي‌گوييم آن حكم، حكم اسلام نيست.

جناب موسوي بجنوردي شما در روزهاي اخير مطرح كرده‌ايد كه چند همسري با عدالت اجتماعي در تناقض است. لطفا در اين خصوص توضيح بيشتري را مطرح نماييد؟

همه احكام و قوانين اسلام براساس عدالت اجتماعي و اخلاق استوار است و به تعبير ديگر عدالت در سلسله علل احكام قرار دارد. يعني هر حكمي كه در اسلام وجود دارد در راستاي عدالت است و اگر حكمي برخلاف عدالت اجتماعي باشد، ما به جرات مي‌گوييم آن حكم، حكم اسلام نيست.

به جهت آنكه ذات باريتعالي كه قانونگذار است، ما او را در قانونگذاري عادل مي‌دانيم حال كه او را عادل مي‌دانيم، ذات باريتعالي چيزي را جايز و واجب مي‌داند كه در جامعه عقلا نيكو پنداشته شود و چيزي را حرام مي‌داند كه در جامعه عقلا نيكو پنداشته نشود.

اگر امر ناپسند پنداشته شود، قطعا باريتعالي آن را جايز نمي‌داند. اگر چيزي ناپسند پنداشته شود، شريعت آن را جايز نمي‌شمارد.

احكام ما بايد رنگ عدالت و اخلاق به خود گيرد. اين يك اصل مسلم است. اگر ملاحظه كنيد در قرآن ذات باريتعالي خطاب به كساني كه سرپرستي اموال يتيمان را به عهده دارند، مي‌گويد: نكند اموال آنان با امول شما مخلوط شود كه گناه بزرگي است. سپس مي‌فرمايد اگر خوف داشته باشيد كه قسط و عدل را بر حفظ اموال يتيمان جاري كنيد، نمي‌توانيد دو تا يا سه تا يا چهارتا همسر بگيريد دوباره مي‌فرمايد: <اگر خوف داشته باشيد كه نتوانيد عدالت را بين آنان برقرار كنيد، اگر دومي را بگيريد، عقد دومي باطل است.>

آيا باطل بودن عقد زن دوم، در قرآن تصريح شده؟

زماني كه مي‌گويد: <اگر از برقراري عدالت خوف داشتيد، منظورش اين است كه عقد دومي باطل است، نه اينكه حرام است.

ذات باريتعالي چند همسري را به برخي از مردان تفويض كرده آن هم با ذكر شرايطي جايز دانسته است. يكي از آن شرايط به احتمال قوي سرپرستي اموال يتيمان است. كساني كه سرپرستي اموال يتيمان را مي‌كنند، چنين اجازه‌اي دارند. مساله دوم اين است كه اگر از برقراري عدالت خوف داشتيد، بيشتر از يكي نمي‌توانيد داشته باشيد، كه لازمه‌اش اين است كه اگر دومي را گرفتيد، عقدش باطل است.

امروز در جامعه ما براساس فتواي حضرت امام رحمت‌ا…عليه، عنصر زمان و مكان در اجتهاد دخالت مي‌كند. اگر ابعاد مختلف اين موضوع را در نظر بگيريم، مساله تعدد زوجات براي اغلب زنان منجر به بي‌عدالتي و بي‌اخلاقي مي‌شود. صريحا بگويم باعث نقض اخلاق و نقض عدالت مي‌شود.

همانطور كه قبلا گفتم، زماني كه عدالت و اخلاق در سلسله علل احكام است در صورتي مي‌توانيد چند همسر داشته باشيد كه در راستاي عدالت اجتماعي و اخلاق باشد. اما اگر شرايط روزگار به گونه‌اي است كه اين امر در راستاي عدالت و اخلاق نيست، اگر به اينجا رسيديد، تعدد همسر جايز نيست و اجراي عدالت اجتماعي با تك همسري تحقق مي‌پذيرد، مگر در شرايطي كه همسر بيمار باشد يا بچه‌دار نمي‌شود، جامعه عقلا در اين صورت، اين عمل را ناپسند نمي‌داند.

زماني كه بي‌دليل مردي چنين اقدامي كند، جامعه عقلا آن را نمي‌پسندد و جايز نمي‌داند.

براساس چه روش فقهي شما به اين نتيجه رسيده‌ايد؟

اگر مردي صرفا براي شهوت‌راني و حرمسرا درست كردن اقدام به اين كار كند، اين عمل قابل قبول عقلا نيست. چنانكه مي‌بينيم با ازدواج‌هاي متعدد مردان، خانواده‌ها از هم پاشيده مي‌شود، اين امر قابل قبول براي خانم‌ها و فرزندانش نيست و اين كار مشكلات متعددي براي جامعه و آن خانواده به‌وجود مي‌آورد، آن هم به دليل تنوع طلبي و شهوت‌راني.

در جامعه غرب هم همينطور است. جامعه غرب هم چند همسري را قبول نمي‌كند. زماني كه عدالت را در سلسله علل احكام مي‌دانيم. اگر حكمي و قانوني براساس عوامل خارجي براساس عنصر زمان و مكان خلاف عدالت بود، خلاف اخلاق بود. نمي‌توان بپذيريم كه اين حكم اسلام است.

از آن جايي كه تاكيد اسلام برحفظ خانواده است. اين تعدد زوجات مغاير با حفظ كيان خانواده است. نبايد اجازه داد كه كيان خانواده به اين دلايل به هم بخورد.

آيا شما با اعتقاد بر حكم منسوخ برخي احكام به اين نتيجه رسيديد؟

خير، فسخ نيست. موضوع عوض مي‌شود، آيه جايش است و حكم هم وجود دارد. شرايط زمان و مكان و موضوع را عوض مي‌كند. به طور مثال تا همين چند سال پيش، علما شطرنج را حرام مي‌دانستند. زيرا بازي شطرنج منحصرا در بين قمارباز‌ها مرسوم بود. ولي الان شطرنج مختص به قماربازها نيست و يك ورزش فكري است.

فسخ احكام در دست خدا است. حتي پيامبر هم نمي‌تواند احكام را فسخ كند. فاسخ احكام و آيات فقط خدا است.

آيا منظور شما اين است كه اين احكام وجه تاريخي پيدا كرده و در زمان گذشته موضوعيت داشتند و حالا خير؟

بله موضوع و شرايط عوض شده، احكام اسلام با وجود قضيه حقيقي اجرا مي‌شود. مثلا مي‌گوييم اگر اينطور بوده اين حكم هست. قضيه شرطي است و اگر آن شرايط نبود، آن حكم هم نيست. بنابراين احكام فسخ نمي‌شوند، موضوعات و شرايط هست كه عوض مي‌شوند و به تبدل موضوع، حكم هم عوض مي‌شود. امام هم همين را مي‌فرمودند. عنصر زمان و مكان دخالت در اجتهاد مي‌كند و براساس تبدل شرايط و موضوعات و ملاك‌ها، حكم نيز عوض مي‌شود. 

بروی ما نگاه خدا خنده میزند

هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش

پنهان زدیدگان خدا می نخورده ایم

ان اتشی که در دل ما شعله میکشید

گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود

دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق

نام گناهکاره رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان

در گوش هم حکایت عشق مدام!ما

هرگز نمیرد انکه دلشزنده شد به عشق

ثبت است در جریده ی عالم دوام ما       “شادروان فروغ فرخزاد”

نمی دونم تا به حال شده تو زندگیتون یه اشتباهی کنید که همیشه تلاش کنید اون رو از دفتر زندگیتون پاک کنید !!!؟؟

نه دوست من .این راهش نیست بعضی از اشتباهات پاک نمی شن

فقط یه راه میمونه !!؟؟

دیگه اشتباهاتمون رو تکرار نکنیم

وهیچ وقت دیگران رو برای اشتباهاتشون سرزنش نکنیم چرا که ممکنه خودمون هم اون اشتباه رو انجام بدیم.

تمام.

انگه که مرا مي زده بر خاک سپاريد
زير کفنم خمره اي از باده گزاريد
تا در سفر دوزخ از اين باده بنوشم
بر خاک من از شاخه ي انگور بکاريد

ان لحظه که با دوزخيان کنم ملاقات
يک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر قدر که در خاک ننوشيدم ازين باده ي ساقي
بنشينم و با دوزخيان کنم تلافي
“هما”
وبراستي که چه خوش سروده است هماي مستان

دو یار دبستانی روزی از هم جدا شدند با دلی پر امید و لبی پر خنده و دامن از گلهای دانش اکنده

روزی به هم رسیدند موی سپید کرده و گوژپشت وعصای پیری به دست

یکی دیگری را پرسید :

از زندگی چه داری

گفت:

شکی صاف تر از علم دیروز !

پرسید اکنون چه میجویی؟

گفت:

علمی روشن تر از شک!!!!

شک نردبان علم است اتشی است شعله ور

دلیری لازم است تا خود را در شعله اتش افکندن

صفای خاطر لازم است تا سلامت از اتش بیرون امدن!!!

درست شک کردن هنر دانشمندان است شک نکردن کار ساده دلان است

محک این گفتار امتحان است…..دکتر لنگرودی

نمیدونم چند نفر این مطلب رو بخونند شاید هم هیچ کس هیچ وقت این مطلب رو نخونه ولی اشکال نداره من فقط مینویسم تا خودم یادم نره یه روزهایی از جوونیم چه افکار و ارزوهایی داشتم

امروز صبح برای انجام کاری به کانون وکلای مرکز رفته بودم محیطی ارام ومرتب. وشایید جزئ یکی از معدود نهادهای سازماندهی شده واصول مند.خیلی سریع کار من انجام شدبخشی از کار من گفتگو با دکتر مصباح “نایب رئیس کانون”بود مردی متشخص وارام ودر عین حال متین وبا تجربه

ایشون پرونده ی من رو خیلی دقیق خوندند وسوالاتی از من پرسیدند و در ادامه به دنبال سوالی که من پرسیدم رسالت شغل وکالت و منزلت و شان این رشته و این شغل را برای من بازگو کردند

ایشان متذکر شدند که برای موفقیت در این شغل در درجه اول باید عاشق ان بود و به دنبال ان رسالت اصلی این شغل که خدمت به مردم است را در نظر گرفت ودر تلاش برای به ارگ نشاندن حق از هیچ کوششی فرو گزار نکرد نفع شخصی را تا اندازه ای در نظر گرفت که منافی با حق نباشد .ایشان در پایان یاد اوری کردند که اگر یک بار دیگر هم به دنیا میامدند باز هم همین شغل را برمی گزیدند.

و من دوباره افسوس خوردم که چرا برای این هیچ ارج و قربی در جامه ی ما وجود ندارد و چرا  صدا وسیما هیچ تلاشی در القای فرهنگ وکالت در بین مردم انجام نمیدهد و گهگاهی با ساختن سریال های ضعیف ارزش این حرفه را سست تر میکند

چرا در همه جای دنیا مردم برای انجام ریزترین امور خود با وکیل مشورت می کنند ولی در کشور ما مشورت با وکیل در اخرین مرحله ی انجام امور و یا تنها فرهنگ جا افتاده در میان قشر خاصی

از افراد جامعه میباشد.

وراستی چرا در همه ی دنیا وکلا و حقوقدانان جزئ عالم ترین و فرهیخته ترین قشر میباشند اما در کشور ما…………..وچرا هیچ چیز و هیچ کس سر جای حود نیستند !!!!!!

ولی با تمام این اوصاف من عاشق رشته ی خود میباشم ولی ای کاش در نقطه ی دیگری از دنیا صاحب این رشته بودم.و ای کاش روزی برسد که ما نیز بفهمیم چه قدر دیر همه چیز را میفهمیم.

سیلی توفان و ساحل دیده ای         

ماهی افتاده در گل دیده ای

دیده ای پر های درهم ریخته

با سپیدی سرخ را امیخته

سرو را گاه نشستن دیده ای

شاخه را وقت شکستن دیده ای

سینه ام اتشفشانی می کند

شعر اما بی زبانی می کند !!!!!!

راستی چرا عمر گل ها اینقدر کوتاه است فهمیدنی نیست!!!!!

خیلی وقته گفتنی ها گفته شدند پس سکوت بهترین حرفه برای شنیدن

خداییش موندم با خودمون چی کردیم 

میترسم از حرف زدن از شعار دادن 

همه چی بهم خورده هیچ کس و هیچ چیز سر جاش نیست 

ولی عیب نداره

ان را که می یافت نشود انم ارزوست وتو ارزوی منی تویی که به راحتی بدست نمی ایی

تویی که بدست امدنت و نگاه داشتنت کار  هر کس نیست

توانسانیت بر باد رفته این موجودات حقیری

راستی هیچ کس برای ابد نمی ماند پس اینهمه برای ماندن تلاش نکنید

در زمان بمانید نه در مکان ….

حتی ناپلئون هم مرد امپراطور اروپا

هیتلر هم مرد او هم …

پس شما هیچ گاه بر پشت میز های کوچکنتان باقی نخواهید ماند

امیدوارم همه شما را در جایی که می گویند نقطه پایان است ببینم

فقط به شما می گویم ای گدایان قدرت بس کنید

وای گدایان غرور بس کنید چرا که غرور گدایی گستاخانه است ومن از خاری که بالای دیوار

روئیده است فهمیدم که ناکس کس نگردد بدین بالا نشینی ها  

ادم خيلي از مواقع وقتي اوضاع بي سر وسامان اطرافش رو ميبينه دلش ميگيره. افسرده وغمگين از همه جا همه كس دوست داره يه گوشه اي بشينه وگريه كنه به حال همه كس و
همه چيز.وتازه اينجاست كه باورش ميشه اين همه تلاش وسختي ميتونه بي فايده باشه وشعار شايسته سالاري و….بايد دوباره به لابلاي كتب تاريخي برگرده.اين همه تلاش ودرس
خوندن براي چي ؟براي كي ؟ براي خودت براي پيشرفت؟!خوب ديگه چرا اينهمه سختي ؟ شما ميتونيد با يه حساب سرانگشتي وارد يه دانشگاه معتبر مثلا دانشگاه ؟؟؟ بشيد ولي بايد
بديد خوب درس بخونيد تا شاگرد اول بشيد چون بدون هيچ سنجشي وارد مقطع بالاتر ميشيد .البته نه اينكه هيچ سنجشي نباشه .صاحب نظران گرامي با حسن دقت تمام و بدون در نظر
گرفتن هيچ عامل حاشيه اي شايسته ترين فرد رو انتخاب ميكنن!حالا عيبي هم نداره اگه به جاي يه نفر ده نفر انتخاب بشه !يك با ده فرقي نداره فقط يه صفر اضافه داره!مثلا همين امسال
تو دانشكده ي ما ده تا شاگرد اول بود !حساب كنيد ده تا ادم كه بيشترشون حتي تو ازمون ارشد مجاز هم نشدند حالا دانشجوي ارشدند چند صباحي بعد دكتر مملكت ومتعاقبا استاد دانشگاه
واينجاست كه خانه از بيخ و بن ويران ميشود
عاجزانه خواهش ميكنم خانه را از بيخ ويران نكنيد.

ابتدائا خدمت دوستان عرض كنم گرچه اين سايت حقوقي است اما حقوقي ها هم احساس دارند.!!!!!!!

بعد از سه سال رنج وتلاش هنوز باورم نميشود كه همه چيز تمام شد

گويا در امدنمان نقش نداشتيم زيرا حتي در لحظه ي رفتن باورمان نمي شود كه با پاي خويش به اينجا امده ايم

ما انتخاب نكرده بوديم ما انتخاب شره بوديم.و اي كاش نميشديم.

تو ميروي چرا كه همه ي ما محكوميم كه روزي برويم.

تو اينجا را ميگذاري وميروي همانطور كه كودكي ونوجوانيت رادر گذشته ها گذاشتي

همان طور كه زادگاهت را گذاشتي وامدي.

ميدانم كه هرگز دلت براي اينجا تنگ نخواهد شد اما روزي ميرسد كه دلت سخت تنگ خواهد شد اما نه براي اينجا براي ان تكه ي بزرگي از جوانيت كه اينجا گذاشتي ورفتي.

Next Page »