ادم خيلي از مواقع وقتي اوضاع بي سر وسامان اطرافش رو ميبينه دلش ميگيره. افسرده وغمگين از همه جا همه كس دوست داره يه گوشه اي بشينه وگريه كنه به حال همه كس و
همه چيز.وتازه اينجاست كه باورش ميشه اين همه تلاش وسختي ميتونه بي فايده باشه وشعار شايسته سالاري و….بايد دوباره به لابلاي كتب تاريخي برگرده.اين همه تلاش ودرس
خوندن براي چي ؟براي كي ؟ براي خودت براي پيشرفت؟!خوب ديگه چرا اينهمه سختي ؟ شما ميتونيد با يه حساب سرانگشتي وارد يه دانشگاه معتبر مثلا دانشگاه ؟؟؟ بشيد ولي بايد
بديد خوب درس بخونيد تا شاگرد اول بشيد چون بدون هيچ سنجشي وارد مقطع بالاتر ميشيد .البته نه اينكه هيچ سنجشي نباشه .صاحب نظران گرامي با حسن دقت تمام و بدون در نظر
گرفتن هيچ عامل حاشيه اي شايسته ترين فرد رو انتخاب ميكنن!حالا عيبي هم نداره اگه به جاي يه نفر ده نفر انتخاب بشه !يك با ده فرقي نداره فقط يه صفر اضافه داره!مثلا همين امسال
تو دانشكده ي ما ده تا شاگرد اول بود !حساب كنيد ده تا ادم كه بيشترشون حتي تو ازمون ارشد مجاز هم نشدند حالا دانشجوي ارشدند چند صباحي بعد دكتر مملكت ومتعاقبا استاد دانشگاه
واينجاست كه خانه از بيخ و بن ويران ميشود
عاجزانه خواهش ميكنم خانه را از بيخ ويران نكنيد.