ش ۸ تیر ۱۳۸۷
دو یار دبستانی روزی از هم جدا شدند با دلی پر امید و لبی پر خنده و دامن از گلهای دانش اکنده
روزی به هم رسیدند موی سپید کرده و گوژپشت وعصای پیری به دست
یکی دیگری را پرسید :
از زندگی چه داری
گفت:
شکی صاف تر از علم دیروز !
پرسید اکنون چه میجویی؟
گفت:
علمی روشن تر از شک!!!!